وبلاگی از جنس سوال

چرا مدارس نوعی زندان هستند؟ (2)

در نوشته هایی دنباله دار، درباره شباهت مدارس و زندان ها می نویسم. قسمت قبلی را می توانید اینجا بخوانید.

یکی از اصلی ترین شباهت های مدرسه که در قسمت قبل هم به آن اشاره کنیم، نبود آزادی و استقلال عمل بین دانش آموزان و زندانیان است. سعی دارم در این نوشته، نگاه عمیق تری به این موضوع بیندازم.
اول از همه، می خواهم درباره بری شوارتز و کتاب Paradox of Choice صحبت کنم. افرادی که این کتاب را خوانده اند، احتمالا این نمودار را می شناسند.


بری سعی داشت با این نمودار، نشان دهد که تعدد بیش از حد گزینه ها، حاصلی جز ناشادی ندارد. اما دقت کنید. وضعیت دانش آموزان در مدارس، در قسمت سبز این نمودار توصیف شده است. دانش آموزان، هیچ انتخابی ندارند. نبود انتخاب -همان اجبار- انسان را «بسیار ناشاد» می کند. مطمئن باشید زندانی ها انتخاب های بیشتری نسبت به دانش آموزان دارند.
دن پینک در کتاب Drive، از انگیزه های انسان صحبت می کند. طبق تحقیقات او، سه عامل باعث درونی شدن انگیزه ها می شوند.
1- اتونومی: استقلال عمل و انتخاب راه ها؛
2- مهارت: تلاش برای بهتر و بهتر شدن در مهارتی که برای ما اهمیت دارد؛
3- هدف: تلاش برای رسیدن به هدفی بزرگ تر از خود ما (معنا).
روزهای مدرسه را به یاد بیاورید. کدام درس ها را به انتخاب خودتان می خواندید؟ مهارت بسط دوجمله ای توابع، برای کدام یک از شما اهمیت داشت؟ چه هدف بزرگ تری در یاد گرفتن چنین مهارتی می دیدید؟ فکر کنم جواب های تان، معنای زیادی داشته باشند.
در نهایت، یوکای چو، گیمیفیکیشنیست مطرح تایوانی در کتاب خود، Actionable Gamification، یکی از انگیزاننده های بلندمدت، کلاه سفید و Evergreen (ماندگار) انسان ها را Meaningful Choices می داند. جایی که انتخاب هایی معنادار می کنیم. انتخاب هایی که نسبت به آن ها احساس تعلق داریم. این انگیزاننده، برخلاف انگیزاننده هایی مثل ترس از قضاوت دیگران یا ترس از تنبیه، باعث شادی بازیکنان می شود. به نظرتان یک دانش آموز، چقدر می تواند چنین انتخاب های پرمعنایی داشته باشد؟ یک زندانی چطور؟
به عنوان یک دانش آموز، شما نمی توانید انتخاب کنید. نمی توانید انتخاب کنید که چه درسی را باید بخوانید، در چه کلاسی شرکت کنید و چه کار کنید. زندانی ها می توانند. چرا؟ چون انسان ها مهم نیستند؛ قوانین چرا.
فقط یک بار به این فکر کنید، اگر شرکت در کلاس های مدرسه اختیاری بود، چند درصد از کلاس ها پر می شدند؟ در مدارس، علایق، شخصیت، زمینه ذهنی و استعدادهای شما مهم نیستند. فقط قوانین مهم هستند.

گبفت کارت
۱۲ اسفند ۲۰:۴۶
وبلاگ خوبی دارید موفق باشید .
سارا درهمی
۱۸ بهمن ۱۸:۰۵

یکی از تصورات کودکی من این بود که یه کاری بکنم و بیفتم زندان و دیگه نتونم برم مدرسه. بعد تصور میکردم...

چقد حیف، حالا چیکار کنم از صبح تا ظهر؟ از ظهر تا شب چی؟در شرایطی که نه میتونستم تلویزیون ببنیم، نه تو اینترنت ول بچرخم، نه دو دقیقه یه بار برم سر یخچال... میرفتم همه کتابای کتابخونه زندان رو میخوندم و کلی برا خودم حال میکردم. 

البته بعید میدونم کتابخونه زندان شبیه تصور کودکی من باشه. ولی هر چی بود از کتابای مدرسه بهتر بود چون میشد از بینشون انتخاب کرد!

Adel
۱۲ بهمن ۱۶:۰۵
سلام
خیلی خوب بررسی کرده بودید.
منم کلاس دهم کامپیوترم و البته یک پست درباره همین داخل ویرگول نوشتم.
درباره این که تحصیل بهتره یا ترک تحصیل!
ولی بخاطر فشار پدر و مادر تصمیم گرفتم که غیر حضوری بخونم ولی بازم خوبه.
خوشحالم از آشناییت.
موفق باشی.

https://virgool.io/@adel_mhz/%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-ywb4x2gm4igh
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ببینید
کتاب‌هایی که می‌خواهم بخوانم
© 1396 استفاده از مطالب این سایت، برای همه، در هر جایی و به هر شکلی آزاد است.