وبلاگی از جنس سوال

گیمیفیکیشن، چرت و پرت است!

 بازی سازی - چرت و پرت - کسب و کار

این نوشته در سال 2011 منتشر شد و توجه افراد زیادی را به سوی خود، جلب کرد. در اوایل 2015، ایان بوگوست، طراح بازی، متنی طولانی تر و تندتر در نقد گیمیفیکیشن نوشت و در کتاب The Gameful World: Approaches, Issues, Applications منتشر کرد.

هری فرانکفورت، فیلسوف معروف در رساله ای کوتاه دربارۀ چرت و پرت یا Bullshit صحبت می کند. اکثر ما فکر می کنیم که چرت و پرت یا لاف، هم معنیِ عامیانۀ کلماتی مانند دروغ یا فریب است. اما فرانکفورت اذعان می کند که این کلمه، معنایی متفاوتی دارد.

چرت و پرت برای پنهان کردن، تحت تاثیر قرار دادن یا وادار کردن دیگران استفاده می شود. برخلاف دروغ گویان، گزافه گویان از حقیقت، استفاده ای نمی کنند. تنها چیزی که برای آن ها اهمیت دارد، پنهان کردن حماقت شان یا سود بردن است.

گیمیفیکیشن، چرت و پرت است.

با خشم یا طعنه صحبت نمی کنم، پشت صحبت های من، فلسفه قرار دارد.

به طور دقیق تر، گیمیفیکیشن چرت و پرتی مربوط به بازاریابی است. مشاورانِ طماعی آن را بنا نهاده اند که می خواهند نیروی وحشیِ بازی های ویدیویی را برای استفاده در سرزمین خاکستری و نومیدِ کسب و کار، رام کنند؛ سرزمینی که همین حالا هم آکنده از گزافه است.

گزافه گویان، خصوصیات زیادی دارند اما احمق نیستند. نیروی لفاظانۀ کلمۀ «گیمیفیکیشن» بسیار زیاد است و گزافه گویان دقیقا دنبال این هستند. این ابزارِ جدید می تواند نیروی رازآلود و جادویی بازی را که توجه میلیون ها نفر را به خود جلب کرده است، وارد کسب و کار کند.

گیمیفیکیشن اطمینان بخش است. این ابزار به مدیران، آرامش می دهد: «اون ها دارن همه کارها رو درست انجام میدن و می تونن با اضافه کردن "استراتژی بازی محور" کارشون رو بهتر هم بکنن».

گیمیفیکیشن، آسان است؛ ابزاری ساده و قابل تکرار است که در آن، منفعت،  افتخار و احساسات، کم ارزش تر از سهولت و امکانات هستند. این گونه می شود همان مزخرف قبلی را در کتاب ها، کارگاه ها، پلتفرم ها و برنامه های متعددی پیاده کرد و آن را فروخت.

نیروی لفاظانۀ این گیمیفیکیشن از «ـیفیکیشن» می آید نه «گیمـ». «ـیفیکیشن» به معنای تکنیک ها یا سیستم های قابل تکرار، ساده و اثبات شده هستند. پس «ـیفیکیشن» همیشه ساده، قابل تکرار و البتّه «چاخان» است. فقط به کاربران امتیاز دهید!

توسعه دهندگان بازی و گیمرها عرصۀ گیمیفیکیشن را مورد انتقاد قرار داده اند. «شما به طرز اشتباهی، عناصری فرعی مانند امتیازها یا مراحل را به عناصر مرکزی تری مثل پیچیدگی رفتار، ارجح می دانید». شاید این انتقادات، حقیقت داشته باشند اما حقیقت برای گزافه گویان، بی اهمیت است. هدفِ گیمیفیکیشن، ساده کردنِ فروش است.

احمق نیستم. می دانم که گیمیفیکیشن، راه آسانی برای منحرف کردن علمِ بازی سازی و نمایش آن به عنوان معجزۀ روزِ دنیای بازاریابی است. می دانم که استفاده از بازی ها می توانند در بسیاری از کسب و کارها تغییراتی ایجاد کنند. باور دارم که این لفاظی ها فریبا هستند و ما را به سوی خود می کشند. اما شاید وقت آن باشد که به بازی ها را به چشم دیگری نگاه کنیم. آن ها به ما چیزی بزرگ تر و متفاوت تر از یک تایید می دهند؛ تایید شیوه های موجود صنایع بزرگ.


مطالب مرتبط:

متمم یک بازی است؛ ما بازیکنانیم

مدیریت انگیزه (2)؛ از آزمایش هرلو و آزمایش دیسی، چه آموختیم؟


متنی که خواندید، بخشی از نوشتۀ جنجالی ایان بوگوست، منتقد گیمیفیکیشن بود. در این پست، نه این متن را تایید و نه تکذیب می کنم. ترجیح می دهم فقط آن را منتشر کنم و بعد از مدتی، دربارۀ آن بنویسم. فعلا فقط به این متن فکر کنید و خوشحال می شوم اگر افکارتان را با من در میان بگذارید.

اورست
۳۰ مهر ۱۶:۰۰
من هم با مقوله گیمیفیکیشن نمیتونم به خوبی ارتباط برقرار کنم در دنیای بیزینس اصلا نمیدونم این چه ترفندی بود که به وجود اومد و از کجا بوده. ولی هر چی بوده کمی درباره اش خوندم طوری نبود که جذب بشم و بتونه کمکم کنه. و همچنین به شخصی کمک نمیکنه. 


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
ببینید
کتاب‌هایی که می‌خواهم بخوانم
© 1396 استفاده از مطالب این سایت، برای همه، در هر جایی و به هر شکلی آزاد است.